شما یه بچه رو از آغوش مادرش گرفتید از اون بچه نپرسیدید

"شما یه بچه رو از آغوش مادرش گرفتید، از اون بچه نپرسیدید،

"شما یه بچه رو از آغوش مادرش گرفتید، از اون بچه نپرسیدید، اون بچه نمیتونست بگه من نمی‌خوام دور از کشورم و زبانم و دینم و کارادنیز بزرگ بشم، نمیتونست بگه مگه نه ؛)؟"

موهای تنم سیخ شد با این ادیت، اینکه حتی اگه این خانواده بهم برسن هم هیچوقت ۲۰ سال از دست رفته‌شون برنمی‌گرده از همه چیز دردناک تره🥲💔
| #edit | #esdilel
دیدگاه ها (۰)

پارت ۱۴

صد در صد استری کیدز🔥🔥🔥🐷🐰: این چانگبینه. ممنونم. دلم براتون ت...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 1فلش بک سال ۲۰۲۱ عم...

Custom bride part : 18

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❺_بخش دوم_ از کشویم یک پد بهداشتی برمی‌دارم می‌چ...

سناریو مایکی {جنگل چشمات} + مگه یادت رفته تو اتاق بهت چی گفت...

ببوگرافی/آپدیت یومه/Drmon slayer OC

پارت‌: 31 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**فضای خفه و نیمه‌تاریکِ ز...

سناریو ریندو برف کوچولوی من)) به نرده نزدیک شد. حواسش بود خو...

حتما بادیگارد بهشون گفته بود مه اینا از اون مهمون های مهم و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط