{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بسم رب المهدی عجل الله

حاج احمد عابد معروف به مرشد چلويى پيرمردى بود كه در بازار تهران مغازه چلوكبابى داشت...
او به اندازه وسعِ خود به نيازمندان وجه نقد ميداد و به شاگردانِ مغازه‌هايى كه از طرف صاحبكار خود ميامدند تا براى آنان غذا بخرند به طور رايگان غذا ميداد...
به مرور اطرافيان، كراماتى از او ديدند و متوجه شدند او از اولياى خداست؛ كم‌كم اين خبر پيچيد و به يكى از علماى شهر رسيد؛ آن عالم تصميم می‌گيرد تا به چلوكبابى مرشد برود و او را از نزديک ببيند...
آن عالم وارد مغازه مرشد كه شلوغ هم بود شد، سر ميزى نشست و غذايى سفارش داد و مرشد را زير نظر گرفت...
او مرشد را ديد كه خود با ملاقه‌اى از روغن، ميان ميز مشتريها می‌رود و براى هر كس كه ميخواهد روغن اضافه بر روى برنجش می‌ریزد...
آن عالم با خود انديشيد كه مگر می‌شود شخصى اينقدر سرش شلوغ باشد و از اوليای خدا هم باشد! در اين فكر بود كه مرشد از كنار ميز او رد شد و در گوش او گفت:
«مهم نيست كه سرت شلوغ باشد،
مهم اين است كه دلت شلوغ نباشد...»
اللهم عجل لولیک الفرج کپی باذکرصلوات
دیدگاه ها (۱)

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①①_بخش اول_ "به سلامتی خانوادهکه...

پارت ۲۱ :

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season²PART⁵⁰(نایون+...

‍ نزد بزرگان معروف بود که مرشد چلویی چشم باطن دارد و از باطن...

زنده یاد مرحوم مرشد در حالی که روپوش سفید رنگ تمیزی به تن و ...

جناب مرشد در جلوی آشپزخانه ای که ایستاده بود، گفته بود کسانی...

صاحب این عکس را می شناسید؟در ضلع شرقی مسجد جامع بازار تهران ...

👆 🏾 👆 🏾 👆 🏾 👆 🏾 👆 🏾 صاحب این عکس را می شناسید؟در ضلع شرقی مس...

#رولت_گوشت_چرخمواد لازم جهت تهیه رولت گوشت چرخ کرده گوشت چرخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط