فیک کوک

فیک کوک

فیک کوک
خوناشام اصیل
پارت۲
رفتم تو اتاقم اول از همه وسایل لازم‌ بعد لباس خوب خوب اول این ست سفید مشکی که یک سارافون سفید با جلیغه مشکی بعد یک مانتو که پایینش حالت دامن بود به رنگ سبز زمردی بعد ...........
بعد جم کردن وسایل با ساکم رفتم پایین و و با خانواده سمت اون روستا راه افتادیم
حدود ۴ ساعت بعد رسیدیم اونجا اول از همه بدو بدو به سمت خونه مادربزرگم رفتم و بغلش کردم بعد کلی رفع دلتنگی نهار خوردیم و نشستیم روی مبل نگاهی به ساعت انداختم ساعت ۶ بود وقت خوبی بود برای رفتن بالای صخره همیشگیم
من از وقتی بچه بودم میومدم روی این صخره البته تنهایی نه من تو این روستا دوتا مامان بزرگ دارم مادرپدری و مادرمادری منو دختر داییم خیلی بالای این صخره میاییم
ما بیشتر وقتا خونه مادربزرگ مادریم هستیم
خونه مادر بزرگ مادریم دقیقا بغل قبرستون هست یعنی ورودی روستا قبرستون بعد این صخره بعد خونه مامان بزرگم هست(مادر مادری)
رفتم روی صخره نشستم و به منظره روبه روم که باغ بود نگاه کردم(داداشا باغ ها وسط روستا هس دور باغ خونه ها )
دیدگاه ها (۰)

جدایی

چند پارتی

Do I love him, or do I hate him?P:⁹استاد:سعی کن مدیریت رو به...

چند پارتی (درخواستی)

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 8۳باورت بشه که آدما ...

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم -------part:25

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.Season:¹part:³....

KIM V

چند پارتی

عاشق part¹ویوات :  از خواب بیدار شدم کوک نبود الان دیگه ظهر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط