به انتهای دوستی‌ام با او نزدیک می‌شدم

به انتهای دوستی‌ام با او نزدیک می‌شدم.

به انتهای دوستی‌ام با او نزدیک می‌شدم.
در مدت دوستی‌مان، زیبایی‌های کمیابی را باهم شریک شدیم. همچون دو آینه که مدام در حال انعکاس همدیگرند، ما در یکدیگر ابدیت را به تماشا نشستیم. اما بالاخره روزی فرا می‌رسد که دایره می‌چرخد و دوران تمام می‌شود. هر زمستانی بهاری و هر بهار، پایانی دارد. در جایی که عشق است، دیر یا زود، جدایی هم هست.
#عاشقان_ماه #اقای_افتاب #نام_من #بیست_و_پنج_و_بیست_و_یک #اسنودراپ
دیدگاه ها (۳)

به انتهای دوستی‌ام با او نزدیک می‌شدم. در مدت دوستی‌مان، زیب...

به انتهای دوستی ام با او نزدیک می شدم...در مدت دوستیمانزیبای...

Life..

به انتهای #دوستی ام با او نزدیک می شدم. در مدت دوستیمان، زیب...

به انتهای دوستی ام با او نزدیک می شدم.در مدت دوستیمان، زیبای...

به انتهاي دوست داشتن او نزديک مي شدم.در آن مدت، زيباييهاي کم...

به انتهای دوستی‌ام با او نزدیک می‌شدم.در مدت دوستی‌مان، زیبا...

#برشی_از_یک_کتاب به انتهای دوستی ام با او نزدیک می شدم. در م...

به انتهاے دوستی‌امـ با او نزدیک می‌شدمـدر مدت دوستی‌مان، زیب...

وقتی بارون میباره برو زیر بارون قطراتشو بشمار هرچندتا که نتو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط