به انتهاي دوست داشتن او نزديک مي شدم.

به انتهاي دوست داشتن او نزديک مي شدم.
در آن مدت، زيباييهاي کميابي را با هم شريک شديم.
چون دو آينه که مدام در حال انعکاس همديگرند، ما در يکديگر ابديت را به تماشا نشستيم.
اما بالاخره روزي فرا مي رسد که دايره مي چرخد و دوران تمام مي شود.
هر زمستاني بهاري، و هر بهار پاياني دارد.
در جايي که عشق است دير يا زود جدايي هم هست

#الیف_شافاک
دیدگاه ها (۰)

به انتهای #دوستی ام با او نزدیک می شدم. در مدت دوستیمان، زیب...

به انتهای دوستی ام با او نزدیک می شدم.در مدت دوستیمان، زیبای...

به انتهای دوستی‌ام با او نزدیک می‌شدم. در مدت دوستی‌مان، زیب...

به انتهای دوستی ام با او نزدیک می شدم...در مدت دوستیمانزیبای...

#برشی_از_یک_کتاب به انتهای دوستی ام با او نزدیک می شدم. در م...

Life..

به انتهای دوستی‌ام با او نزدیک می‌شدم.در مدت دوستی‌مان، زیبا...

به انتهای دوستی‌ام با او نزدیک می‌شدم.در مدت دوستی‌مان، زیبا...

به انتهاے دوستی‌امـ با او نزدیک می‌شدمـدر مدت دوستی‌مان، زیب...

وقتی بارون میباره برو زیر بارون قطراتشو بشمار هرچندتا که نتو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط