من همیشه فکر می‌کردم اگر نماز نخوانم خدا حتما مرا مجازا

من همیشه فکر می‌کردم اگر نماز نخوانم، خدا حتماً مرا مجازا

من همیشه فکر می‌کردم اگر نماز نخوانم، خدا حتماً مرا مجازات خواهد کرد. همین ترس بود که مرا به سمت سجاده می‌کشاند. اما حالا که سال‌ها گذشته و معنای زندگی را کمی بهتر فهمیده‌ام، می‌دانم که خودِ نماز نخواندن، بزرگ‌ترین مجازات بود.

مجازات این بود که از لحظه‌هایی که می‌توانستم با خالقم حرف بزنم، محروم شدم. مجازات این بود که وقتی دلم گرفته بود، پناهگاه امنی را که همیشه منتظرم بود، پیدا نکردم. مجازات این بود که در سختی‌ها، جای اینکه به آغوش خدا پناه ببرم، تنها ماندم.

حالا می‌فهمم نماز وظیفه‌ی سنگین نیست، لطفی‌ست که نصیبم شده بود تا در هیاهوی این دنیا لحظه‌ای آرام شوم، حرف بزنم، گریه کنم، شکر کنم و دوباره قوی شوم. و هر بار که آن را ترک کردم، نه خدا که خودم خودم را مجازات کردم...
دیدگاه ها (۰)

خداحافظی جنپو از استقلالبه خانواده بزرگ استقلال امروز با احس...

هدیه شایسته به خدا

برای دل خودم میذارم اینو

part 3

یه تکپارتیییی از شوگا به قلم لینا؟:)ساعت از سه شب گذشته و سک...

های، این هان جیسونگه، پسر تولدی امروز.خیلی خوشحالم که تونستم...

گاهی دلم برای خودم می‌سوزه؛ برای تمام لحظه‌هایی که لبخند زدم...

گاهی خودمم نمی‌دونم دقیقاً چه حسی دارمفقط می‌دونم یه چیزی تو...

قسمت ۷

چند پارتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط