{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مادَرَمْ‌ گُفْت:حُسِینْ‌ تِکِه‌ کَلامَتْ‌ باشَد؛

مادَرَمْ‌ گُفْت:حُسِینْ‌ تِکِه‌ کَلامَتْ‌ باشَد؛
هَر وَقْت‌ شُدے مَسْتِ‌ رُخَش‌ شیرَمْ‌ حَلالَت‌ باشَد!

مِثلِ‌ یِک‌ مُردِه‌ کِه‌ یِکْ‌ مَرتَبه‌ جان‌ میگیرَد؛
دِلَم‌ اَز بُردَنْ‌ نامَت‌ هَیِجان‌ میگیرَد!

#صلی_الله_علیک_یا_ابا_عبدالله

#اللهم_ارزقنا_کربلا_به_حق_الحسین_ع
دیدگاه ها (۱۷)

🍷 شراب قرمزپارت ۱۶ | سارارینا چند ثانیه فقط به پله‌ها خیره م...

قسمت ۶

dark life =32یک هفته از اون شب کابوس‌وار گذشته بود. یک هفته ...

رز آبی پارت ۳۱

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ⁸ویو جیهوپنور چراغ‌های ز...

داستان کودکانه «نِکا و ماشینِ جادوییِ حلِ مشکلات» به نویسندگ...

رمان لونا و ویلیام: قسمت ۱۵

فصل دومپارت هجدهم | نزدیک‌تر از همیشه، دورتر از همیشهیک سال ...

داستان کودکانه «معمای ساعتِ شنی و المپیادِ اژدهای کوچک» به ن...

پارت اول | عروسِ دشمنباران از عصر شروع شده بود.قطرات آب با ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط