لحظه‌ای که خورشید امامت در قامت کودکی جلوه‌گر شد

﷽🏴لحظه‌ای که خورشید امامت در قامت کودکی جلوه‌گر شد!

﷽🏴لحظه‌ای که خورشید امامت در قامت کودکی جلوه‌گر شد!

▪️راوی گوید: بعد از آنکه امام حسن عسکری "سلام‌الله‌علیه" به شهادت رسیدند، وارد خانه آن حضرت شدم.
وقتی که وارد حیاط خانه آن حضرت شدم، دیدم جنازه مطهر آن حضرت را کفن کرده و بر روی تخته‌ای در بین حیاط گذارده‌اند.
جعفر، برادر آن حضرت پیش آمد تا بر بدن مطهر برادرش نماز بخواند.
همین که جعفر خواست تکبیر بگوید، پسر خردسال گندمگونی که موی سرش سیاه و زنگی و کوتاه و میان دندان هایش باز بود، بیرون آمد و ردای جعفر را از دوش او کشید و فرمود:
ای عمو! کنار برو که من در نماز گزاردن بر پدرم از تو سزاوارترم!
جعفر عقب رفت و رنگش تغییر کرد ...
آن پسر خردسال هم جلو ایستاد و بر امام نماز گزارد!

📚 کمال‌الدین،ص٤٣١

🏴 #آجرک‌_الله‌_یا‌_بـقـیــة_الله🥀
📌 #شهادت_امام_حسن_عسکری

#اللّٰھـُــم‌صَلِّ‌عَلَی‌مُحَمَّدٍوَآلِ‌مُحَمَّدٍوعجِّل‌فَرَجَهُم‌بِحَقّ‌مُحَمَّدٍوعَلی‌وفاطِمَه‌والحَسَن‌والحُسَین‌وبِحَقِّ‌الزِینَب‌سلامُ‌الله‌عَلَیهِم‌اَجمَعین
دیدگاه ها (۰)

السلام علی المهدی عج

قصه سی و ششم: نرجس خاتون بخش اول

بسم الله الرحمن الرحیمقسمت دوم : سالروز رحلت شهادت حضرت فاطم...

‌🟣 پایان این بی‌غیرتی کجاست؟!هیئت دیپلماتیک کوبا هنگام سخنرا...

#سلام_امام_زمانم🔹سلامی بی جواب از جانب مولا نمی ماندسلام مول...

حجت‌الاسلام‌والمسلمین میرباقری: نماز از مهم‌ترین محورهای تربیت خانوادگی است

➖تشرّف حسن بن وَجناء خدمت حضرت وليعصر در غیبت صغری📜مرحوم صدو...

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش اول)

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش اول)

امام خمینی را در خواب دیدم که دوبار به من گفت: تو یوسف می‌شو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط