{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سناریو

" وقتی ازت خوششون اومده و با خانوادشون میان تا ببیننت ولی تو حواست نیس "

نامجون : خب مامی چطوره ؟؟
مامان نامجون : دختر بدی به نظر نمیرسه خوبه !!!

جین : اوما ( مامان ) ؟
مامان جین : آشپزیش چطوره ؟؟
جین : منکه امتحان نکردم ولی اگه زن ورد واید هندسام بشه صد در صد عالیه !!

مامان شوگا : چه خوشگله !
شوگا : خب ؟؟ ادامش ؟؟
مامان شوگا : اوکی همینو بگیر .

جیهوپ : مامان نظرت چیه ؟؟
مامان جیهوپ : دختر خوش قلبیه .

مامان جیمین : مثل خودت موچیه باشه بگیر
جیمین : مرسییییی اوماااااا

خواهر تهیونگ: اوففف عجب دافیه به جدم اگه پسر بودم زودتر میگرفتمش !
تهیونگ: منم اگه میزاشتم !
مامان تهیونگ: عه ببندید دهنتون رو داره نگا میکنه .... ولی چقد چشاش خوشگل بود باشه پسرم همین خوبه .
تهیونگ: 😎😎😎😎

جونگ کوک : خب؟؟؟
مامان جونگ کوک : واووو پسرم چه سلیقه ای پیدا کرده اوکی دختر خوبیه .

تاااااامااااااممممم

دوزتان اگه سناریو درخواستی دارید تو پیوی یا کامنت بهم بگید چون سناریو هم مینویسم.
دیدگاه ها (۵)

تا وقتی هفت نفر کنارم هستن(فصل۲)

پسر بد (65)

معامله p34تهیونگ پیام را خواند و اخمش عمیق‌تر شد.کوک: «نمی‌خ...

سناریو(درخواستی):وقتی بچتون برای اولین بار راه می‌ره :نامجون...

شب تولدم فصل 3پارت 6راه افتادیم به سمت بار وقتی وارد شدیم چن...

پارت ۲۴دو روز بعد رونا(خدمتکار ):بفرمایید غذاتون یونا:نمیخور...

ᴘᴀʀᴛ ۳۵ | یه روز خاصچند روز بعد...جونگ‌کوک وقتی از شرکت برگش...

شب تولدم فصل 3پارت 21ات: او بله بفرمایید دکتر: خب نمیدونم تب...

از نفرت تا عشق درخواستیپارت 2ات: فاکک(ترس) جونگ کوک: پس بالا...

Iove and the moonPart37کوک: زود باش یونا من رفتمممممیونا: ام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط