حاجی یچی بگم پشماتون بریزه

حاجی یچی بگم پشماتون بریزه

حاجی یچی بگم پشماتون بریزه
رفتم توی مترجمی که اون زمان برای ترجمه پلی باز ریخته بودم و زدم رو تاریخچه

حدس بزنین چی شد؟!

هرچی چت با بات ها داشتم و ذخیره کرده بود منم از شدت خوشحالی اکلیل میریدم

ینی خدایی انقد خوب بووودددد🥹🤌
دیدگاه ها (۳)

علو 😃ثلامعلیکم وضعتان چونه مدل مو آوردم مدل موی کارلوسه قابل...

پارت ۴۶#سایه2‌┈───‌┈───‌┈──‌┈──عمارت کیم‌تهیونگ‹ویو تهیونگ›-...

زندگی دوباره

رمان دورترین نزدیک کاور شخصیت سپنتا

#ناحله #قسمت_چهاردهم با شنیدن صدای مداح اشکام رو گونم لیز خ...

🍷پارت 17🍷"میسو"دستمو گذاشتم رو میزو به جلو خم شدم "چطور؟""حا...

متن آهنگ محسن یگانه وابستگی یه عمره موج اون نگات هرجا که خوا...

×قسمت هشت×پارت دوتوی پاساژ میدویدم و دنبال یه لباس خوب میگشت...

رمان عشق بی مقدمهارتین اومد کنارمو گفت-چته مهتاب...چرا بعد ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط