دوست داشتم هیچ نوع محدودیتی از منظر جغرافی را ندانم

دوست داشتم هیچ نوع محدودیتی از منظر جغرافی را ندانم...!

دوست داشتم هیچ نوع محدودیتی از منظر جغرافی را ندانم...!
انسانیت اڪَر همه‌ڪَیر بود چه فرقی می‌ڪرد
ڪه من در چهار دیوار ڪدام سوراخ موش، زندڪَـی می‌ڪنم...
چه فایده ڪه تاریخ دست از سر من برنمی‌دارد...!
تن‌درد شنیده‌اید....؟
در این برهه از تاریخ به طرز عجیبی وطنم درد می‌ڪند! و این‌ڪه هیچ ڪاری از دستم برنمی‌آید، غمڪَینم می‌ڪند.
ڪاش معجزه بلد بودم
و آتش این جنڪَـ را
به ڪَلستانی از صلح تبدیل می‌ڪردم...!!

#آصف_گنجی
دیدگاه ها (۲)

ما آدمها عجیب به ڪَلهای ڪَلدان شباهت داریم!یڪی هر روز آب میخ...

باید بڪَویم خستم!همین امروز که غرق در خبرهای خوش بودم، که هو...

همراـہ ابراهیم راـہ میرفتیم.🚶عصر یڪ روز تابستان بود. رسیدیم ...

┏━ 🕋 ﷽ 🕋 ━┓#صرفا_جهت_تذڪر_بہ_خوבم📛 📛 📛 📛 📛 #حواست باشدحتے ...

از نگاه نڪردن به دختران درحال شنا ...تا زیارت حضرت صاحب الزم...

در گیرودار 40سالگےبعد از یڪ روز سخت ڪارےو خلاصے از ترافیڪبہ ...

🌹 نـــ✒ ــون وَ الْــــقَــلَــم🌹 #آیه_های_جنون #قسمت_یازده...

🌹 نـــ✒ ــون وَ الْــــقَــلَــم🌹 #آیه_های_جنون #قسمت_دوازد...

عبایت را از دستگیرہ ے در جدا میڪنے و اولین قدم را روے قلب ڪو...

🌹 نـــ✒ ــون وَ الْــــقَــلَــم🌹 #آیه_های_جنون #قسمت_دهم#ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط