واییی اینو دیدم یاد یه چی افتادم امروز ناراحت بودم تو مدر

واییی اینو دیدم یاد یه چی افتادم امروز ناراحت بودم تو مدر

واییی اینو دیدم یاد یه چی افتادم امروز ناراحت بودم تو مدرسه بعد یکی اومد گفت یچی بگم ناراحت نباشی ؟ گفتم چیه ؟ گفت من از کلاس تابستونه روت کراشم ......🤦🏻‍♀️🙃🫠😳
برگشتم گفتم الان یه ناراحت عصبانیم 😂
من برم بمیرم .
دیدگاه ها (۰)

مامی رامی صحبتــ میکنهــ: ⁦⁦(⁠•⁠ө⁠•⁠)⁠♡⁩سلام خوبین بیبیز ؟؟ ...

پارت چهارم ۱۴ سال بعد راوی: الان چهارده سال از زمانی که جونگ...

آقا من زنده ام!

سیلام بریم برای پارت گذاری ؟؟لتس گوویو «ا/ت»که یونا گفت :&دی...

کپشن

پارت 3

بچه ها،حالم جدی محبوبهمن شیش سال ابتداییم رو یه مدرسه دولتی ...

برم بخوابم دیگه فکر کنم اندازه تمام این چند روز که پست گذاشت...

وقتی نامه ای از گذشته دوست پسرت پیدا کردی🩷پارت ۱روایت از زبا...

پدر خوانده فصل دو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط