مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

«هیچ‌کس نگفته که بعد از مرگِ عزیزترین آدم، زندگی کردن چقد

«هیچ‌کس نگفته که بعد از مرگِ عزیزترین آدم، زندگی کردن چقدر بی‌معنی و سنگین می‌شود. انگار باید با یک بدنِ غریبه، با یک قلبِ شکسته و با روحی که نیمی از آن زیر خاک است، به زور در این دنیا حضور پیدا کنی. من دق کرده‌ام؛ تمامِ معنای زندگی برایم رنگ باخته است. اما با تمام این‌ها، مجبورم زنده بمانم. نه از روی میل، که از روی مسئولیتِ نگه داشتنِ آخرین یادِ تو در وجودم. من زنده مانده‌ام، اما دیگر اون آدمِ سابق نیستم.»
#پدرانه
دیدگاه ها (۰)

-روز خونینسرما تا مغز استخوانم نفوذ کرده بود، اما تنم از حرا...

╭─────────────── 🎀💜🎀 ───────────────╮🥹🦋 رمان‌خونای قشنگم، یه...

Fourteen

تناسخ به دنیایی دیگر پارت ۴۶

ویکتورفرانکل روان شناس معنا گرا برای معنا بخشیدن به زندگی سه...

عاشقانه ، عارفانه ، صادقانه دوستت دارم.اسیرم در قلب مهربانت ...

مشاوره برامجرداببخشیدعکس مربوطش نداشتم:)برای مردم زندگی نکنی...

باباجونم😔دل را به چه مشغول کنم که نگیرد بهانهٔ تو را؟ در این...

کلاس اولی که بودم یک روز بایکی از بچه های کلاسمان دوست شدم ،...

سکوتِ سنگینِ میانِ آن‌ها، مثل یک موریانه، داشت ذره‌ذره‌ی آرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط