باد آمد و برد تمام اشعارم را

باد آمد و برد تمام اشعارم را

باد آمد و برد تمام اشعارم را
باران آمدو برد تمام رویاهایم را
سیل آمد و برد تمام زندگیم را
خورشید که سرآمد روز از نو شروع شد
آمد خورشید با قدم های سبک
شروع کردم از نو
با احساسی نو
آمد آفتاب و زندگی ای جدید
که تمام احساسم زیر و رو شد

اشکان بنیادی
دیدگاه ها (۰)

🧚🏻‍♀️فیلیکس و می سان 🧚🏻‍♀️

#تاج_و_طوفانپارت ۲۳۵: وقتی پادشاه رسیدصدای چند ماشین همزمان ...

باران میباریدصبح بودپاییز بودپیاده بودم و تنها....

🖤🥀 زندگی کاری به این حرف‌ها ندارد… ادامه دارد! 🌧️🚶🏻‍♂️✨💔😔 گا...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_15فصل هشتم | فق...

سلااااااااااام 👋🏻 خیلی خلاصه میرم سراغ پارت بعد لطفاً جرم ند...

هم‌سلولی خطرناک (پارت آخر)× برو، قبل از اینکه پلیس پیدات کنه...

دلم می‌خواست برگردم به همان عصر تابستانی که داشتم توی حیاط و...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p90صبح...نور خورشید از پنجره‌ی بلند اتاق...

میبخشی پارت ۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط