{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

محوش بودیم . .

محوش بودیم . .
گفت: چته دیوونه؟زُل زدی به ما
گفتم: میدونستی وقتی میخندی
کوچه پس کوچه های این دلِ
بی صاحابمونو چراغونی میکنن؟ا‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌😍🎊


#کوردیش_عاشقانه
#هناسکم_نازارگم





#Setareh_baroon
#Hamisheh_sabz
#Mistress_of_the_Moon
دیدگاه ها (۰)

"ای آیه‌ی مکرر آرامش! میخواهَمَت هنوز"#بنام_عشق عشق، امن‌تری...

در آغوشم بگیر، بدون آن که بخواهی اندوهم را برایت توضیح دهم.#...

این متن مود این روز هامونه:وقت برای انجام کار اضافه نداشت،شب...

‏بنده در حال حاضر تمام "نا" ها هستم.‏ناراحت، ناکافی، نادرست،...

◝ تیمــــآرم‌ کــن . . ◟- #ParT_9 "┄┄┄┄┄┅┅┄<<😈🔥>>┄┅┅┄┄┄┄چشما...

به عشق میسپارمت؛ به ویرانگر ترین نفرین انسان.#دلنویس هیچ آمد...

اول میگفتم ،تو اگر "کلمه "بودی میشدی مرهم...بعد دیدم تو خود ...

پاییز بارش را زمین گذاشتو چمدانش را گشودالبته که می‌دانی سوغ...

روحِ من زيباترين بود، تو در آن رنج کاشتی.🥀#دلانه​اعتماد در ی...

من قطب مغرور غزل بودم توو کوچه های شعر : یک شب گرد وقتی رسید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط