دلنوشته برابابامحمدم

دلنوشته برابابامحمدم

سلام ای نازنین پدر 😭😭😭😭
سلام بر تو که هر شب به نجواهای من گوش میدهی
میدانم که مرا نظاره میکنی
میدانم که اشک هایم را میبینی
میدانم که ناراضی از خیس شدن گونه هایم
ولی چه کنم که باز هم منم و کوله باری از دلتنگی
دست خودم نیست پدر
نمیتوانم که ننویسم
اگر دلتنگی ها و بغض هایم را ننویسم دق میکنم
پدر چه زیبا تو را حس میکنم
احساس میکنم همیشه کنارمی
احساس میکنم فرشته ی نگهبانمی
قسم میخورم که تو را در لحظه لحظه های
زندگی ام احساس میکنم.
باز هم امشب دخترت دلتنگ چشم هایت شده
بعضی وقت ها زیاد گریه میکنم تو ببخش
میخواهم کتاب شعرم را تقدیم قامت استوارت کنم پدر
تا ذره ای ناچیز از خستگی های پدرانه ات جبران شود
دلتنگی هایم طولانی است آنها را می نویسم
قول بده بیایی و آنها را بخوانی
قول بده به خوابم بیایی ای تک سوار آرزوهایم پدر
ای خفته در رازقی های بهشت
بوسه بر قامت بلندت میزنم
که مردانه پدری کردی.😭😭😭
دیدگاه ها (۰)

*ألسلام علیک یا علی ابن موسی ألرضآ ألمرتضی*salavat*

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.Season:¹part:¹⁰...

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 27مینهو با شنیدن حرف‌های سونگ‌چول، ...

عاشقانه های شبنم

Love you پارت پونزدهم پاشدم رفتم کارای لازمو کردم لباس پوشی...

پروانه جان

ببین الان عادت شده نبودت. ولی من یادت میوفتم، ساعت از ⁰⁰ : ⁰...

همسر غیره منتظره

وقتی درسش بد بود و..

پرنسس ناخواسته

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط