{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#شعرگرافی #حامد_عقیلی

#شعرگرافی #حامد_عقیلی
#شاعر_حامد_عقیلی #زلف
#تدوینگر_حامد_عقیلی #زلف_عاشقی

زُلف عاشقی، در دریا موج میزند
صخره می شوم که بر پیکـر زنـد

این عاشقی، رشته ی درازی دارد
این احساس نوری ز محبت دارد

آرامشی را در وجـود دل یافته ام
این دل را حـرم امن او ساخته ام

در پاکی و جستن او باید قطره شد
درین بحر بی‌ انتهای او باید فنا شد

گر روزی احساس سبک بالی کرده ای
بـدان روح و دلـت را صـیقـل داده ای

بـدان عـاشقی کردن، کـار هـر کـس نیست
در عشق، ماندن و سوختن ممکن نیست

نشود لحظه ای بی رخ زیبای او زیست
تـمـام عـالـم در نقش و نگـار او باقیست

بی نفس های او عمر گِران فرا می رسد
مثل خواب پروانه ها به پایان می رسد
دیدگاه ها (۰)

😔🤲🤲 میلاد عرفان‌پورفریاد عطش... سوختن چلچله‌ها...افتاده میان...

نگاهت می کنم خاموش و خاموشی زبان داردزبان عاشقان چشم است و چ...

#حکایت_قدیمی باغبانی که نمی‌توانست دزدان را بگیردچنین حکایت ...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

طراحی چشم با خودکار

بسم الله الرحمن الرحیم آزاد کردن بَرده :همهٔ ما تا وقتی اسیر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط