{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بعد از گذشت یک سال اونو تو کنسرتش میبینی هنوزم همون قدر ک

بعد از گذشت یک سال اونو تو کنسرتش میبینی هنوزم همون قدر کیوت بود و همچنان خندان لبخند تلخی سردادی خوشحال بودی که تو رو فراموش کرده و هنوزم مثل قبلا هست اما ته دلت ی غم بزرگی بود که خودتم ازش سر در نمی اوردی ا/ت: بای بای بانی کوچولو برای همیشه رو تو برگردوندی و می خواستی بری که ناگهان دستم کشیده شد و رو مو برگردوندم که دوتا لب نرم روی لبام فرود اومد بعد از چند مین ازم جدا شد و توی چشم های اشکیم نگاه کرد و گفت: دلم برات ی ذره شده بود بیب
دیدگاه ها (۰)

((سایه ی فراتر از جنگ))قسمت اول :مهمانی در تاریکیشب بود.دهکد...

سناریو ی درام از ا/ت و باجی

تک پارتی ویو ا.ت از شدت خنده روی سرامیک های سرد آشپز خونه در...

𝑭𝒐𝒓𝒈𝒊𝒗𝒆 𝑴𝒆Part 18چند روز از اون ماجرا گذشت و رینا هنوز توی خ...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ ˖ وقتی هم منشیش بودی و هم زنش...💜🪻🪽╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 11همون‌...

『 #Dark Fantasy Romance 』 The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پ...

Heir of Light and Darknesspart : 17تهیونگ رو به اتاقی تاریک ...

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : eighteenویوی جونگ کوک :احساسات‌م...

میبخشی پارت ۴

007-پنهان در مه - پارت ۹۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط