{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چند پارتی

[وقتی دستشو بالا میکنه تا بهت بزنه اما...]
☘️The End of the Final Part🌿
_____________________

"ویو چند دقیقه بعد "

صبحونه خوردیم میز جمع کردم جونگکوک روی مبل با بم نشسته بود منم داخل اتاق درحال تمیز کردن تخت بودم

تقریبا خونه رو تمیز کرده بودم لباس عوض کردم و موهامو باز گذاشتم و گیره پروانه کوچولو ای به موهام زدم و از اتاق خارج شدم جونگکوک داشت نگاه گوشی می‌کرد بم کنارش روی مبل نشسته بود آروم رفتم سمتشون و کنارشون نشستم

جونگکوک تا دید کنارش نشستم دستاشو دور گردنم کرد و چسبوندم به خودش

--------------------

"+کوکی

" _جونم دخترکم

"+به خاطر من امروز نرفتی سرکار؟

" _بیبی به اینا فکر نکن

"+هوم

آروم سرمو گذاشتم روی دوش جونگکوک و نگاه گوشیش کردم

" _خیلی دوست دارم
"_ببخشید بابت دیشب

" +کوکی دیشبو فراموش کن

"_خب.

با تعجب گفتم

" +خب..؟

"_من قبلش بهت گفتم دوست دارم تو جوابمو ندادی

با حرفش زدم زیر خنده

" +منم دوست دارم

شاید رابطه همیشه خوب و آروم نباشه
گاهی دعوا میکنیم قهر میکنیم از هم ناراحت میشیم و حتی یه وقتایی از هم خسته میشیم
"ولی آخرش بازم کنار هم موندیم"

(پایان) (The End)

______________________________

خببببب این چند پارتی هم تموم شد چند پارتی بعد رو کی بزارم؟ 💞
دیدگاه ها (۵)

چند پارتی

چند پارتی

چند پارتی

چند پارتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط