{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

My_idol

part {16}.

جونگکوک : از کدوم کشور اومدی ؟

براش رو با اسپری خیس کردم و آروم جواب دادم.

ات : راستش....من از ایران اومدم.

جونگکوک چشماش برق زد و با لبخند گفت :

جونگکوک : اوه..خیلی چیزا راجبش شنیدم .
خوشحالم که میکاپ آرتیستم از چنین کشور زیباییه.

لبخندی زدم و آروم شروع کردم به اماده سازی پوست.
سعی میکنم چشم تو چشم نشم چون قلبم تحمل چنین چشم‌ هایی رو نداشت😅.

بعد از اتمام جونگکوک لبخند رضایت بخشی زد و از رو صندلی بلند شد .

جونگکوک : بهت تبریک میگم ات.
کارت فوق العادست.

در اتاق باز شد و یک خانوم آروم اومد داخل و گفت :

.... : سرکار خانم ات میتونین بیرون تشریف داشته باشین تا جواب به خدمتتون برسه.

وسایلم رو جمع کردم و با جونگکوک دست دادم و از اتاق بیرون رفتم.
رو صندلی نشستم و به گوشیم نگاه انداختم که یه پیامی روی صفحه گوشی ظاهر شد...

ادامه دارد....

خوشگلای من خیلی ببخشید که دیر به دیر پارت می‌زارم ولی بدونین که همیشه به فکرتونم 🩷🎀


#فیک
#فیکشن
#سناریو
#عاشقانه
#اسمات
#جونگکوک
#ات
#چندپارتی
#my_idol
دیدگاه ها (۸)

🖤 مافیای منقسمت پنجم | لبخندی که هیچ‌کس ندیده بودات هنوز به ...

🖤 مافیای من — قسمت ۲۲چیزی که جونگکوک پنهان می‌کردات هنوز به ...

پارت ۱۵دنیا دور سرم چرخید._چی گفتی؟تهیونگ آرام گفت:_پدرت نمر...

𓆩 پارت ۴۹ 🖤🥀 𓆪چند ساعت بعد، پزشک از اتاق بیرون اومد.پزشک: حا...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴³ویو: جونگ‌کوکماشین جلوی بیمارستا...

چند پارتی

𝓟𝓪𝓻𝓽 ۵۱✦ات ویوتمام مسیر برگشت از کمپانی فقط به حرف‌های ریچار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط