فصل دو من هفت تا ددی دارم

فصل دو من هفت تا ددی دارم ❤🚫

#part_62

کاش قبولش میکردیم....

کاش ماهم مثل هانا کودکیش رو میدیدم...

کاش نمیذاشتم بهش سخت بگذره...

کاش هرگز زمینو لیز نکرده بودیم....

اما همه ی این کاش ها قرار نبود قابل جبران باشه هیچوقت قرار نبود جبران شه و مطمئنا توی خاطر هر نه نفر میموند...

و اما ماروینی که قرار بود از همه بیشتر سختی بکشه لبخند به لب بیاره درحالی که قلبش از شدت درد مچاله میشه...

قطعا همینطور بود....

قرار نبود همه چی به سادگی حل و فراموش شه اگر قرار بود بشه هیچوقت رد شلاق های روی تن پسرک نمیذاشت

یاد تنهایی هایش....

یاد ضجه هایش....

یاد گریه های بی صدا...

یا درد هایی که کشیده بود...

یاد تحقیر ها...

و نگاه های پر از نفرت قطعا امان فراموشی نمیداد...

نویسنده: #ANIL
@dady__2021
دیدگاه ها (۳۳)

سناریو مایکی { جنگل چشمات } درحالی که اون مرد ها در اتاق رو ...

حقیقت پنهان پارت ۷ بورام : مامان بابا بورام سمت پدر و مادرش ...

dark life = 17

(عاشق غریب)پارت۳۲از زبان بارانبا قدم هام از خونه دور میشدم.....

«چشمان خونین» (پارت سوم)

ویس پصت قبلیمو برا تولد مونی پاک کرد:/🐾⁦❄️⁩مهم نی :]💔یادم نی...

دکتر من

part:34

𝙢𝙮 𝙡𝙞𝙖𝙧part:81×ازش دور بمون کیمدستان پسر از استرس عرق کرده ب...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 13✦....................

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط