ای شمع شب افروزم پروانه نمی خواهی

ای شمع شب افروزم پروانه نمی خواهی
دل گشته خراب تو ویرانه نمی خواهی


من مست می نابم از جام نگاه تو
از ساقی چشمانم پیمانه نمی خواهی


لیلای توام هر شب در وادی تنهایی
مجنون دل لیلا دیوانه نمی خواهی


چون دُر به صدف گشتی در این دل دریایی
ای گوهر یک دانه دردانه نمی خواهی


هر شب ز خیال تو من خاطره می سازم
از دفتر این راوی افسانه نمی خواهی


شد خانه ی قلب من ماوای دل تنگت
ای راحت جان امشب همخانه نمی خواهی


تو جان من و عمرم آرامش آشوبم
این عاشق شیدا را جانانه نمی خواهی
دیدگاه ها (۴)

ای سروِ ناز، بر سرِ پیمانِ ما بمانای ماهِ شب، به خلوتِ چشمان...

عاشقانه ها

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟بی‌وفا حالا که من افتاده‌ام...

روز‌های زندگی‌ام گرم می‌گذرد با تو، به گرمای لحظه‌هایی که تو...

من ک کاری ندارم... ولی هزار بار شکستم و دم نزدم؛ هزار بار فر...

.#دلیاخــــــــلاقم ...............    حکم ميکــــــنه.........

سلام و احترام 🌸 ⚠️ اول، خودت!✍️🏻 قرآن در آیه ۱۰۵ سوره مائده ...

نمی‌دانم این مکتوب در میانِ طومارهایِ انباشته بر میزِ زرینت،...

رمان انتقام ازدواج کامل

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط