تو خنکی اونور بالشتی

✍🏻

✍🏻
تو خُنکیِ اونورِ بالشتی
چایِ بعدِ کار
سیگارِ نیمهِ شب
تو اولین بارونِ پاییزی
بغل شدن ، وسطِ گریه
بویِ خاکِ بارون خورده
تو شیرینیِ اولین حقوقی
بویِ خوبِ لباسِ نو
تو بویِ یاسی
آب و آتیش
رنگین کمونِ بعدِ بارون
تمومِ چیزی کهِ من از دنیا میخوام
تو مجموعِ احوالاتِ خوبِ جهانی...🌍❤️
#خوشبختیِ_کوچک
دیدگاه ها (۱۴)

صبح بخیر!پاییز امسال یه جورایی عجیبه؛ نه اونقدر سرده که بخوا...

dark life= 42ات لبخند زد. «هیچی. فقط... بوی بارون رو دوست دا...

***### 🖤 **رمان / سناریو: ازدواج اجباری با یک مافیا**### **پ...

# 🥀 ادامه: «سکوتِ دوباره، اما این‌بار امن»یک ماه از اون روز ...

ℙ𝕒𝕣𝕥 𝕋𝕨𝕠 | 𝑯𝒊𝒅𝒅𝒆𝒏 𝑴𝒂𝒔𝒌Season Two | ᴘᴀʀᴛ ³ 🖤«از این جا به بعد...

داستان دختر برفی

سناریو دوما

مافیای من

پارت: 18 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**دخمه‌ی تجهیزاتِ سمعی‌بصری...

(بچه ها از همین الان بگم پایان این فیک غمگینه اگه می خواین ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط