{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🖤 ای غم! نمی‌دانم

🖤 ای غم! نمی‌دانم
روز رسیدن روزی گام که خواهد بود
 اما درین کابوس خون‌آلود
 در پیچ و تاب این شب بن‌بست
 بنگر چه جان‌های گرامی رفته‌اند از دست‌!
دردی‌ست چون خنجر
یا خنجری چون درد
 این من که در من
 پیوسته می‌گرید
 در من کسی آهسته می‌گرید...
.
دیدگاه ها (۱)

بزن باران درین بستر که همراهِ تو می بارممیانِ عقل و احساسم ز...

شاید هیچ‌وقت دختری نداشته باشم که موهایش را آرام شانه بزنم، ...

ی عاشقانهگفتمش: شیرین‌ترین آواز چیست؟چشم غمگینش به‌رویم خیره...

طنینِ خشمِ نود میلیون؛ پایانِ عصرِ غارتهمراهِ گرامی، این قطع...

---نه از فراق، که از نزدیکی می‌سوزم. از آن لحظه‌ای که چشمانت...

بهار بدون تو

مژده‌ای در راه است...وقتی رهبر معظم انقلاب از «قدرت اول دنیا...

تاکسی اصفهان تاکسی وحدتتریبونی برای روشنگری و مطالبه‌گری مرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط