{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نگاه اول💖🌔

نگاه اول💖🌔
پارت⁴⁰

ـــــــ صبح ـــــــ

دیانا، بیدارشدم دیدم ارسلان خوابه نگا ب گوشیم کردم دیدم ساعت ¹¹هست

گوشیم دستم بود درباره خوابم برد



ارسلان، بیدارشدم دیدم دیانا گوشیش دسته خوابش برده بوسش کردم بلند شدم رفت سرویس امدم



ارسلان، دیاناا نفسمم


دیانا، اومممم



ارسلان، بیدارشو عشقمم



دیانا، حال ندارم مخام بخوابم


ارسلان، اعع باش منم میام ط بغلت مخام


دیانا، باش


ارسلان، رفتم ط بغلش لباشو مخورم


دیانا، اع ارسلان نکن درباره


ارسلان، دوست دارم
¹دقیقه خوردم لبشو نفسش بند امد ول کردم



دیانا، اه ارسلان نفسمم اععع



ارسلان، اومم
بعد رفتم گردنش
³دقیقه گردنتشو مخوردم ی دفعه گاز گرفتم


دیانا، اه ارسلان گاز نگیر



ارسلان، مخام بگیرم
گاز گرفتم


دیانا، اییی



ارسلان، بازم گرفتم


دیانا، ارسلاانننن
دیدگاه ها (۶)

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت7ویو اتصبح ب...

╭─────────────── 🌷 ───────────────╮✦ پارت ۵۱ | نقشه‌ی دریا ✦...

فیک تهیونگ مافیایی

وقتی داداشت ناتنیت بود.پارت دوم.ویو ات با الارم گوشیم بیدار ...

پارت ۱ فیک:کابوسِ مدرسه

رمان عشق ممنوع

رمان :تا وقتی عاشقت شدم

Pat:5اسم: عاشق چشماش شدمجونگکوک. جواب دادم و سریع گفت زنتو گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط