{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همان اتوبوسی که دو

همان اتوبوسی که دو
ساعت قبل از آن پیاده
شده بود، با تریلی تصادف
کرده بود و چندین نفر
جانشان را از دست داده
بودند...گاهی تأخیر، گره
خوردن کارها یا حتی اتفاقی
که از آن ناراحت می‌شویم،
شاید دلیلی دارد که ما از
آن بی‌خبریم . به تقدیر خدا
اعتماد کنیم؛ شاید پشت یک «نشد»،
هزاران «نجات» پنهان باشد. 🤍🍃
دیدگاه ها (۰)

🍷 شراب قرمزپارت ۱۴ | نامه‌ی مادررینا هنوز نامه را در دستش نگ...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ¹⁴صدای رودخانه، سکوت میانشان را پر ک...

رمان تهکوک

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۶آخرین زنگ کلاس خورد.چهار امگا با هم ا...

#نجمه_نوشتاز بچگی با این باور بزرگمون کردن که زیاد نخندین......

پارت ۱

پارت ششم | خط قرمزاز آن روز به بعد، رفتار جونگ‌کوک تغییر کرد...

پارت نهم | حقیقتی که دیگر پنهان نمی‌ماندجشن دانشگاه رو به پا...

اخرین بازمانده

(#قرمز_ممنوع ❤️#part²⁴﴿ویو ات﴾تمام شب، حرف‌های سرایدار و رفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط