سمت گودال می‌ره عبدالله

سمتِ گودال می‌ره عبدالله

سمتِ گودال می‌ره عبدالله
با رَجزهاش می‌رسه از راه

دلاور و زادهِ حسنم
به وسطِ معرکه می‌زنم
فداییِ آخر تو منم

عمو، بمیرم نبینم که رو خاکِ تنت
که با شمشیر و نیزه‌ها می‌زدنت
پُرِ زخمِ چرا همه‌ی بدنت؟

عمو عمو عمو حسین
عمو عمو عمو حسین

شب پنجم #محرم

#امام_حسین
دیدگاه ها (۰)

Forbidden love①③کوک: به من نگاه کن... یعنی این تو بودی؟گیج و...

اینهمه زخم چرا ریخته روی بدنت؟جای یک بوسه نماند از کف پا تا ...

ما #گریه می‌کنیم برای تو روز و شبتا اشک ما به زخم تنت مثل مر...

دور گودال ازدحام شدهنگرانم ازین شلوغی هاصبر کن آمدم عمو جانم...

#شب_پنجم_سبک_زندگی_امام_حسین🔰 کشته ی دوست شدن در نظر مردان ا...

چشم وا کردم و پرپر شدنت را دیدم نیزه در نیزه غریبانه تنت را ...

دور گودال ازدحام شدهنگرانم ازین شلوغی هاصبر کن آمدم عمو جانم...

شب پنجم محرم : شب شهادت حضرت عبد الله بن حسن (ع)لب گودال زمی...

سلام بر آخرین سرباز عاشق کربلایک نفس آمده‌ام تا که عمو را نز...

به نام خداسلسله پستهای #شبهای_عاشقی#قسمت_پنجم ( پنجم محرم)#ع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط