{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🍁سرنوشت 🍁

روی خطوط سرنوشتم رد پایت بود

هرجا که می رفتم به گوش من صدایت بود

در فصل های سرد و گرم و قصه ی پاییز

هرجا و در هر گوشه ی شعرم هوایت بود

اما چه ساده خط کشیدی و رها کردی

او را که روزی ازتو بود و آشنایت بود

با اینکه رفتی ساده و حتی نفهمیدی

این \من\ دلیل زندگی و خنده هایت بود!…
دیدگاه ها (۰)

تالار در سکوت فرو رفته بود.سوکونا روی تخت سنگی نشسته بود و ب...

[•] عمارت عشق [•]Part number 26ـ«گاهی اوقات انسان ها عصبانی ...

تکست آهنگ ایستگاه شهر یخ علی سورنا [ورس یک]خیس سرد و ساکتعرق...

# 🥀 ادامه: «سکوتِ دوباره، اما این‌بار امن»یک ماه از اون روز ...

استاد جئون part 4رینا: رسیدیم خونه جونگکوک الان باید می اومد...

امروز تولد کسیه که شاید خودش هیچ‌وقت نفهمه چقدر حضورش توی زن...

🍁روی خطوط سرنوشت🍁

آنقدر بودی

بعد یک عمر آشنایی ، آشنایت نیستم !خوب من ! دیگر شریک لحظه ها...

بعد یک عمر آشنایی ، آشنایت نیستم !خوب من ! دیگر شریک لحظه ها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط