{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آنقدر بودی

روی خطوط سرنوشتم رد پایت بود 
هرجا که می رفتم به گوش من صدایت بود

هرجا، میان کوچه و شهر و خیابان ها
حتی به سرخط خبرها ماجرایت بود 

آنقدر بودی تا که دنیا بی تو کوچک شد
دنیای کوچک در کنارت بی نهایت بود

در فصل های سرد و گرم و قصه ی  پاییز
هرجا و در هر گوشه ی شعرم هوایت بود 

اما چه ساده خط کشیدی و رها کردی 
او را که روزی از تو بود و آشنایت بود

با اینکه رفتی ساده و حتی نفهمیدی 
این "من" دلیل زندگی و خنده هایت بود!

محمد خوش بین
دیدگاه ها (۵)

You drove me crazy about you...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

میبخشی پارت ۳

پارت پنجم: تله‌یِ سادیسمیداشتم دستِ دختربچه رو توی دستم نگه ...

امروز تولد کسیه که شاید خودش هیچ‌وقت نفهمه چقدر حضورش توی زن...

حاجی بعضیاتون واقعا مسخره اید🤣جدیدا توی کامیونیتی خیلی تریس ...

#دوپارتیموضوع:(وقتی باهم قهرید)هان/ا.تبا صدای آزار دهنده زنگ...

My lovely neighbor part : 65

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁹---سالن ساکت شد.همه به...

وقتی کاراکترهای «جوجوتسو کایسن» روتون کراش دارن ولی هنوز اعت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط