{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🍁روی خطوط سرنوشت🍁

روی خطوط سرنوشتم رد پایت بود
هرجا که می رفتم به گوش من صدایت بود

هرجا، میان کوچه و شهر و خیابان ها
حتی به سرخط خبرها ماجرایت بود

آنقدر بودی تا که دنیا بی تو کوچک شد
دنیای کوچک در کنارت بی نهایت بود

در فصل های سرد و گرم و قصه ی پاییز
هرجا و در هر گوشه ی شعرم هوایت بود

اما چه ساده خط کشیدی و رها کردی
او را که روزی ازتو بود و آشنایت بود

با اینکه رفتی ساده و حتی نفهمیدی
این \من\ دلیل زندگی و خنده هایت بود!
ZibaMatn.IR
دیدگاه ها (۰)

#دوپارتیموضوع:(وقتی باهم قهرید)هان/ا.تبا صدای آزار دهنده زنگ...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 6 | آدمِ دردسرسازیک هفته از شروع ترم گذشته بود...

آنقدر بودی

🍁سرنوشت 🍁

حوصله ندارم اما همه ی قصه رو میگمهمه ی قصه رو حتی اونجایی که...

پتو را تا زیر چانه بالا کشیدی و پلک‌هایت را به هم فشار دادی،...

رویای دوخته شده

وقتی باهاش قهر بودی...

فن فیکشن جونگ کوک ( بغل دستی )

بارون م‌نرم روی شیشه‌های کلاس می‌زد. همه بچه‌ها تو حال خودشو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط