{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لب زدی بر لب دنیای خیالم هر شام

لب زدی بر لب دنیای خیالم هر شام
نوش جانت همه خونم تو بنوش از لب جام

دست های تو کنون آتش سوزان دارد
سهم من بوده به دست تو بیافتم در دام

بسته چشمان و نگفتی که کنون رنگش چیست
دیده وا کن که به رنگ نگهت باشم رام

من و تو با هم و عاشق شده در فصل شباب
دوستت دارم و مهرت شده شیرین در کام

تو بیا قهر نکن مست نگاهت هستم
دوست دارم که کنار تو بمانم آرام

تشنه ی عشق شوی،گوش به من بسپاری
عاشقانه غزلی گویم و تو مست کلام
# عشـق
دیدگاه ها (۲)

✦ اولین گناه ✦فصل بیستم: چیزی که نمی‌فهمیدم---بیدار شدم. و ا...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑻𝒘𝒐 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ⁴²ویو میکا_____اشک تو چش...

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۲۵ *سانیار*مامانم با اخم و نگاهی ...

لب زدی بر لب دنیای خیالم هر شام                نوش جانت همه ...

لب زدی بر لب دنیای خیالم هر شام                نوش جانت همه ...

دنبال کسی نگردببین چقدر آرام روی صندلی نشسته‌ام ودارم چای می...

چنانم مست کرده باده ی بادام چشمانت که می نوشم شراب عشق را از...

چنانم مست کرده باده ی بادام چشمانت که می نوشم شراب عشق را از...

امان از معشوقه های دوره گردمسافرانی که با لبخند می آیند،با چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط