{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)
Part:17
ولی اهمیت ندادم و از خونه زدم بیرون
....
کل شبو بیرون بودم الانم از شرکت داشتم میرفتم سمت خونه بعد چند مین رسیدم و رفتم داخل که خونه خالی بود ا.ت خونه نبود و رد خون هنوز رو زمین بود یه لحظه عصبی شدم
کوک:ا.ت*داد
ولی جوابی نگرفتم رفتم کل خونه رو گشتم ولی نبود نمیدونم چرا ولی یکم ترسیدم برگشتم پذیرایی که در خونه باز شد و ا.ت با چشای قرمز و پف کرده اومد داخل
کوک:ا.ت؟
بهم نگاه کرد ولی جوابی نداد
کوک:کدوم گوری بودی*بلند
ا.ت:.....
کوک:جوابمو بده*داد
ا.ت:....
عصبی رفتم سمتش دستمو بردم بالا که بزنمش اما با واکنشش شوکه شدم باید بگم درواقع واکنشی نشون نداد بدون هیچ ترس و حسی بهم زل زد که اروم دستمو اوردم پایین
ا.ت:چرا نزدی
کوک:ها؟
ا.ت:چرا نزدی*بغض
کوک:.....
دستاشو مشت کرد و شروع کرد به زدن به سینم
ا.ت:چرا نزدی هان چرا نزدی بزن دیگه اصلا بزن منو بکش بزار راحت شم*گریه داد
کوک:ا.ت؟
ا.ت:بزن دیگه*گریه
دست از زدنم برداشت و رفت عقب دستاشو کشید به صورتش و.....

«عشقی در حصارِ درد.»
دیدگاه ها (۱۷)

(دلداده)زنگ زدم جونگکوک به به ثانیه نکشید که جواب داد جونگکو...

love in the dark⑧⑨چند دقیقه بعدرسیدم و چند نفر اومدن /:شما ح...

پارت ۴ (سرنوشت)

کوک : من...... من....... مننننا. ت : کوک آنقدر من من نکنکوک ...

سناریو ران پارت یک

True Love②④ا/تا/ت: امیدوارم دیگه هیچوقت نبینمت تهیونگ: مراقب...

پارت. 27

رمان قلب در تاریکی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط