N*H*H

یه خبر بد برای .... دوسته عزیزم بکی ...

بکی ...بکی جونم ...قربونت برم من ...خواهش میکنم هرچه بدی و خوبی دیدی ...به ...بزرگیه خودت ببخش ...من راستش دیگه نمیتونم بیام مدرسه ای که داخلش هستیم ...مامان بابام دارن منو جابه جا میکنن ...و قراره برم مدرسه ای که بقل دست خونمون هست .... منو ببخش ....واقعا شرمندم ... دوستتون دارم ....

از طرف دوستت آوا 🎀
دیدگاه ها (۰)

تکپارتی𝕁𝕀𝕄𝕀ℕ ♥🍷شخصیت ها: جیمین. لیا. کیا. یونگی. ادمین: امید...

در نیمه های شب پارت سیزدهم (فلش بک به زندگی زاندر)

🎀❤️ پارت 22 — ویو تهیونگ❤️🎀تا اومدم حرفم رو بزنم، چشمم افتاد...

پارت...؟عشق ابدیهمه خوابیدنوفردا صبحشدو: از خواب بلند شدم اس...

سایه ای که پدرم بود پارت ۳(من عادت ندارم معمولا ادبی بنویسم ...

متیو و دختری از جنس دریا p4

پارت ۱۵نامی. آقای دکتر حالم دخترم چطوره دکتر. خب خداروشکر خو...

ادامه تکپارتی یونگی

بعد از عملیات استریکس پارت ۸تو مدرسه آلما رسید مدرسه نیلانا(...

رمان آسمون صورتی من پارت 5

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط