بچه ها یچی بگم من اتک و با  بابام میدیدم

بچه ها یچی بگم من اتک و با بابام میدیدم😂✌🏼

بچه ها یچی بگم من اتک و با بابام میدیدم😂✌🏼
بعد چن وقت پیش ازش پرسیدم چی یادت میاد ازش گفت میرفتن بستنی میخوردن اون تایتان میمونیه(زک😂🤝) ک سنگ میزد😂 بعد آمپول ( درست نوشتم؟ 😂) رو مونده بودن ب کس بزنن ( اون سکانسش ک آمپول چ میخواستن ب آرمین یا اروین بزنن) بعد من گفتم از اسماشون چی یادته
گفت ارن، لیوان( اگه لیوای بفهمه😂) امیر( آرمین😔😂) و منم از زندگی لفت دادم بعدش چون بعد هر قسمتی ک میدیدم من برای بابام تجزیه تحلیل میکردم😔💔
دیدگاه ها (۲)

p2•••مایکی کم کم داشت عصبانی میشد و تقریبا نزدیک بود تصمیم ب...

ℙ𝕒𝕣𝕥 𝟚

"18" دوروز دیگ قرار بود خاستگار بیاد. ازینا ک تو روضه ها فقط...

"25" اون روز تموم شد. 2روز بعد مامان بابام آدرس محل کار خاست...

پارت۵ زندگی در عجایب

رمان بغل / پارت 1

رابطه سوخته (Burnt relationship ) ༺༻part ²⁷ویو یونگی: واای چ...

تک پارتی اتک انچه در گپ هنگ اکتشاف میگذردلیوای : کی میخواد ب...

یک روز رویایی

دیدم همه من شناسی گذاشتن گفتم منم بزارم ضایع نباشه 😐👇 اسمت؟ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط