{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خبببب اومدم یه داستان براتون تعریف کنم

خبببب اومدم یه داستان براتون تعریف کنم
تابستون پارسال 12 تیر با یه دختر دوست شدم دوست مجازی خیلی صمیمی بودیم خیلی هم باهاش حال میکردم دختره اینجوری بود که بهش میگفتی در توانم نیست ناراحت میشد قشنگ گریه میکرد بهش از رو شوخی میگفتی برو گم شو بابا گریه میکرد دنیا رو خبر میکرد میگف این اینجوری گفته به من ارمی هم بود من با انیمه اشناش کردم گفتم این خیلی باحاله نگاش کن متما خوشت میاد ارمی هم بود رفت انیمه رو دید جوری خوشش اومده بود که بی تی اسو تعطیل کرد گذاشت کنار اصلا چیزی به اسم بی تی اس دیگه نمیشناسه من بهش یاد دادم چجوری از خودش دفاع کنه چجوری با مشکلات کنار بیاد و کلای من انگار تربیتش کرده بودم یه روز بهم گفت که من کلاس شیشمم تزت کوچیکترم منم از دروغ متنفرم تزش زده شدم ولش کردم الان اون به دوستم پیام داده بهم گفته جنده و به هوانواده دوستمم توهین کرده و هزاران چیز دیگه الان اون برا من ادم شده سیس گرفته موندم چرا؟ خوشم نمیاد ازش اصلا متنفرم ازش ولی دنیال دلیلم که چرا اینجوری میکنه فش بلد نبود من بهش یاد دادم اصلا نمیتونست از خودش در برابر همکلاسیاش دفاع کنه من بهش یاد دادم اصلا من تربیتش کردم ولی اینجوری در اومده بهم میگه
دیدگاه ها (۱۷)

اسم فن فیک:الهه ی من هشتک: #My_deity ژانر:عاشقانه،فانتزی،تخی...

#in_your_eyespart_9۴ویو کایلاشب شده بودبعد انجام کارام رفتم ...

نمیدونم این چجور مریضیه ولی من ابروهامو میکنم چون خیلی خیلی ...

#قلبی_در_دو_بدنP4رفتم تو حیاط شروع کردم به خوندم کتاب که یهو...

سرنوشت پارت(۱۰)اون میدونه که دیگه دختر نیستی(پوزخند)جونکوک خ...

وقتی طرفدارش بودی💚پارت ۲کنسرت شروع شد...خیلی هیجان زیادی داش...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)Part:18دستاشو کشید رو صورتش و...

بریم ؟؟لتس گو رمان :«عموی ناتنی من»(تابع قوانین ویسگون)Part:...

the first lie

#تکپارتیموضوع:(وقتی داره بابا میشه و...)لینو/ا.تماه های آخر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط