{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)
Part:18
دستاشو کشید رو صورتش و یهو داد زد و همزمان میز کوچیکی که کنارش بودو حل داد و انداخت
ا.ت:ازت متنفرم *داد
و بع کارش ادامه داد هرچی دستش میومد پرت میکرد اینور اونور و داد میزد
ا.ت:ازت متنفرم..تو کشتیش *داد
زود رفتم سمتش و جلوشو گرفتم
کوک:هی ا.ت اروم باش اروم
ا.ت:ازت بدم میاد
کوک:خیل خب ا.ت چت شده
ا.ت:هه چی شده ؟
کوک:اره چیشده
ا.ت:تو اصلا میدونی من از کجا میام؟*گریه وداد
کوک:خب دارم همینو میپرسم کجا بودی چت شده ؟
ا.ت:بیمارستان بودم*داد
کوک:ب...برای چی
ا.ت:تو....تویه عوضی بچه‌ی خودتو با دستای خودت کشتی*گریه
کوک:منظورت چیه
ا.ت:اگه یه لحظه فقط یه لحظه عصبانیتو میزاشتی کنار و به حرفم گوش میکردی میفهمیدی
کوک:چیو؟
ا.ت:من حامله بودم کوک*داد
کوک:....
ا.ت:من تا همین دیروز حامله بودم تو..تو بچه‌ی خودتو کشتی یه بچه اندازه نخودو کشتی *گریه
کوک:م..من ....
ا.ت:اره تو*داد
نمیدونستم چی بگم فقط شوکه بهش زل زده بودم که که چیکار کردم من احمق
ا.ت:تو خیلی بی رحمی ازت متنفرم *گریه
کوک:من..واقعا نمیدونستم *بغض
ا.ت:چون نذاشتی بگم*بلند
......

«عشقی در حصارِ درد.»
دیدگاه ها (۲۱)

روز بعد ا/ت کج راه میرفت و نمیتونست راه برهجونگ کوک هم یه جا...

این عشق فیک نیست پارت 2//ویو ساعت 5//. //ویوی ا/ت //د...

بعد از خرید ا. ت و کوک به یه رستوران رفتنکوک : خب عشقم چی می...

سناریو کازتورا پارت اخر

part. 24

سناریو مایکی پارت اخر

چهار پارتی✨ساعت پنج عصر بود و سالن تکواندو تقریباً پر شده بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط