{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

7/11

نمی دانم به چه چیز یا چه کسی فکر کنم تا کمی آرام شوم،
خیالت!!~ لیوان خالی آبی ست که شبها بالای سرم میگذارم نیمه شب از فرط نداشتنت از خواب میپرم جرعه ای از آن مینوشم... و این داستان ادامه دارد... 🥀
دیدگاه ها (۴۱)

پارت هشت راز خون

...پارت پونزدهم....

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ ۳۱ پارتنیمه‌شب بود و هنوز...

دوای دردِ من،نه قرص است، نه زمان،نه فراموشی…دوای دردِ من شای...

فیک جونگکوک

رمان آغوشی از جنس خطر پارت هفدهم ۱۷ آخر

#تاج_و_طوفانپارت ۲۱۷: وقتی قصر بالاخره نفس کشیدچند لحظه بعد ...

پارت یازدهمویو نیمه شبآسا توی اتاقش بعد از ساعت ها فکر کردن ...

چند پارتی

مهمونی پارت ۶۰

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط