{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من این زندان به جرم مرد بودن

من این زندان به جرم مرد بودن
می کشم ، ای عشق
خطا نسلم ، اگر جز این ،
خطای دیگری دارم

اگر چه زندگی در این خراب آباد
زندان است
و من هر لحظه در خود
تنگنای دیگری دارم

سزایم نیست این زندان
و حرمان های بعد از آن
جهان گر عشق در یابد ،
جزای دیگری دارم
دیدگاه ها (۲)

تصاویر بسیار دلنشین و آرام‌بخش. دو #زوج #خوشبخت برای همراهی ...

وقتی منطق دیوار می‌کشد و عشق پنجره را باز می‌کند...روان‌شناس...

در میان هیاهوی روزگار و تکرار بی‌امان لحظه‌ها، گاهی در سکوتِ...

حالی به باغ نیست

بهرام محمدی؛ دکترینِ عشقِ مطلق(مهندسِ معماریِ قدرت)• ─────『 ...

نمی‌دانم این مکتوب در میانِ طومارهایِ انباشته بر میزِ زرینت،...

جز تحریم هیچ کاری بلد نیستی حرومی پدوفیلی نجس ولی آخرش پوزتو...

گاهی عشق نه در تصاحب، نه در تغییر، بلکه در پذیرش و همراهی شک...

مَعبودِ خَاموشِ مَن،مَن دیوانه‌وار دلباخته‌ی آن لَحظه‌هایی ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط