{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حسی که از عموم دارم.... نه چیز

چند وقت بود عمومو ندیده بودم و یهو اومدیم خونه بابا بزرگم یهو دیدم اون اون اونجا هست سلام که کردیم انقدر ماچ مالیم کرد بعد دختر عموم یه سلام معمولی داد
(حس گورتتتتتت....)
دیدگاه ها (۶)

رقص مرگ و عشقp¹²مدرسه، تنها جایی بود که می‌تونستم نفس بکشم. ...

‏🐶[۱۲:۱۶ ~ ۱۲:۱۸ به وقت کره]استی: اوو، دوستت دارم، خیلی خیلی...

ویو کوک ساعت 12 نصفه شب بود هنوز نیومده بود خونه گفته بود می...

مانهوا | A saintess adopted by the grand duchess

ستاره ی من (پارت۷) (فالو:فالو)

بگین ببینممن بخوام بگم خببب 3 سال پیش قشنگ یادمهتو اتاقم بود...

نام سناریو: از اجبار تا علاقهپارت: چهاریهو گوشیم زنگ خورد و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط