آبی منعزیزکرده ی جان شیرینم  از احوالاتت برایم بنویس

آبیِ من،عزیزکرده ی جانِ شیرینم ؛ از احوالاتت برایم بنویس

آبیِ من،عزیزکرده ی جانِ شیرینم ؛ از احوالاتت برایم بنویس
از اوضاع این روزهایت
از اکنونی که درگیر خزانی
بنویس صبح‌های مه گرفته‌ی پاییز را چگونه سر میکنی
بنویس تا چایت از دهان بیفتد‌و یادت بیادت که سرد شده به چه فکر میکنی
بنویس با رخوت‌و خواب‌آلودگی ظهرهای سرد پاییز چه میکنی
بنویس وقتی پشت شیشه‌ی پنجره خیره به غروب نارنجی خورشید قهوه می‌نوشی حالت چگونه است
بنویس پاییز را هنوز از پشت پنجره دوست داری یا بعد من به دل خیابان میزنی
بنویس هنوز از خیس شدن گریزانی یا باران که می‌زند بارانی به تن به آغوش کوچه می‌روی
بنویس هنوز از غروب‌های پاییز دل آشوبه می‌گیری یا کسی آمده که قرار بی‌قراری‌هایت باشد
بنویس هنوز از گسی خرمالوها چندشت می‌شود یا کامت را خرمالوی رسیده‌ای شیرین کرده است
بنویس هنوز دوست داری باغ‌اناری باشد که تو دست‌‌دراز کنی برای چیدنشان یا علاقه‌ات را با نارنجی پرتقال‌ها طاق زده‌ای 
بنویس هنوز صندلی راک چوبیت با شال گردن قرمزت روی ایوان است برای اینکه عصرها بشینی‌و ببافی‌و غرق در خیال موسیقی گوش بدهی
بنویس خوبی
بنویس زندگیت بعد من آرام‌و روی روال می‌گذرد
بنویس چشم‌به‌راه و منتظر نیستی
بنویس از یاد هم رفته‌ایم
حتی بنویس،ببخشید شما؟ به‌ خاطر نمی‌آورمتان . . .
دیدگاه ها (۱)

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ ۳۴ پارتغروب شده بود ...

.#دلیاخــــــــلاقم ...............    حکم ميکــــــنه.........

🧡🌱 دیشب وقتی میخواستم دراز بکشم بوی پاییز خودش را کوبید به پ...

محبوب از دست رفتهاین روزها چه میکنی؟ منظور این که است که بی ...

دیدمت در زیر باران... نه!... ولی پاییز بودبرگریزان بود قلبم،...

دیدمت در زیر باران...نه!...ولی پاییز بودبرگریزان بود قلبم، ا...

#پاییز_زیباپاییز یعنی صدای هو هوی باد پیچیده در علفزار...پای...

لیلا حسنوند شاعر الشتری

🍂پاییز خیلی عجیبهانگار فصل عاقلا نیست!!هر جزئش یهو دستتو می‌...

تو دنیای موازی پرنده‌ام! یه پرنده‌ی گرمسیری که همین روزا بای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط