{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیدمت در زیر باران... نه!... ولی پاییز بود

دیدمت در زیر باران... نه!... ولی پاییز بود
برگریزان بود قلبم، از غمی لبریز بود
سرخ، لبهای تو بود و زرد، رنگ و روی من
آسمان در پیش چشمم تحفه‌ای ناچیز بود
رنگ نارنجی، غروب آتشینِ عشق ما
دست و نارنج و... مگر تیغ نگاهت تیز بود؟
با چراغ سبز چشمان تو قلبم ایستاد
جاده‌ی آغوش تو تا پیچ آخر لیز بود
در تمنای لبت صد بوسه قربانی شدند
در تبم می‌سوختی، داروی تو پرهیز بود
تا نگاهم مثل برگی از نگاهت شد جدا
چشم هر نامحرمی در غفلت من هیز بود
روزها رفتند و من تنهاترین تنهای شهر
باز پاییز خیالت، سرد و حزن‌انگیزبود ‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌─ ‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌ ‌ ‌
دیدگاه ها (۷)

دیدمت در زیر باران...نه!...ولی پاییز بودبرگریزان بود قلبم، ا...

آرزو های بزرگ

پاییز

عاشقانه ها

اومدم خدافظی کنم...💔😭

پاییز اومد.. مرتضی پاشایی.عکس ملکه خوب ها

بمون ...پای هر چیزی که درسته حتی اگه یه تنه موندی ..

#تکست_عاشقانه

#تکست_عاشقانه

خداوکیلی من نمی دونم داستان چیه !!!طرف هییییچ عبرت نگرفته !!...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط