{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عجله من...

نگاه کم نور
چراغ آسمان،
درازای
جاده ی بی پایان
روی
سینه دشت..
و
خداحافظی روز
از رفتن
پر شتاب آفتاب...
و
اما عجله ی من
که
زودتر از این
پایان
به قصه
تو برسم 🤝
دیدگاه ها (۱)

یه کاروان گل لاله ، تو موج شیون و نالهرفتن از این خاک ، به س...

🐣🐣🐣| #LIVE_YOUTUBEسوال: روش فلیکس برای Slow it Down کردن (آه...

قسمت هشت

«سجاده‌ای.که.خالی.ماند»کاش قبل از آن رفتن، دنیا برای لحظه‌ای...

🧕مادرِ مهدیه و امین احمدزاده…😭 چه کسی می‌داند در سکوتِ خانه‌...

انسان متحیر در ستایش جزئیات این جهان هستی است..متحیر از ؛تفا...

عاشقانه های شبنم

داستان کودکانه «قلبی که اندازه آسمان می‌تپید» به نویسندگی رز...

*🩷 𓂃 ࣪˖ ִֶָ🦋اون شب، جیمین شمع‌ها رو فوت کرد.🎂و درست همون لحظ...

پارت سوم: بازارِ کدهای معلقبازار بزرگ در سکوتی منجمد فرورفته...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط