{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🐰 من می‌خوام حلقه رو فقط روزای خاص بندازم، چون حس می‌کنم

🐰 من می‌خوام حلقه رو فقط روزای خاص بندازم، چون حس می‌کنم اگه هرروز دستم باشه، گمش می‌کنم
🦊: بومگیو، تو چی؟
🐻: …من توی خوابگاه جا گذاشتمش 🥺
🦊: بومگیو، آخرین بار کجا گذاشتیش؟
🐻: توی پذیرایی جا گذاشتمش… 🥺
🦊: توی پذیرایی؟ باشه، فهمیدم!
🐻: (زیر لب با ناراحتی غر می‌زنه)
🐿️🦊: چرا این رو با اعتمادبه‌نفس نمیگی؟
🐻: ؛ 🥺🥺🥺
🐰: حلقه‌ات رو میگی؟
🐻: آره 🥺
🐰: بومگیو داشت غر می‌زد که حلقه‌اش رو گم کرده، منم نگران شدم و با خودم گفتم ”نکنه من اشتباهی انگشتر بومگیو رو برداشته باشم؟“ بعد یادم افتاد یونجون هیونگ پشت حلقه‌هامون اسم‌هامون رو حک کرده
🐿️🐧: آره، درسته
🐰: منم برش گردوندم و با خودم گفتم: ”لطفاً مال من باشه…“ و دیدم مال خودمه، واسه همین خیلی خیالم راحت شد. نگران بودم که حلقه خودم رو گم کرده باشم و اشتباهی حلقه بومگیو رو برداشته باشم
🐻: اگه اینطوری بود، اصلاً توی انگشتت جا نمی‌شد
🐰: آره، آره، درست میگی
🦊: می‌تونیم دوباره یکی بخریم. حتی می‌تونیم دوباره یه حلقه ست بگیریم
🐻: ؛ 🥺🥺🥺🥺
🐿️: هنوز صددرصد مطمئن نیستی که گمش کردی، مگه نه؟
🐻: مطمئنم ૮(◞ ‸ ◟ )ა
🐿️: جدی؟
🐰: حداقل باید یه سال دووم می‌آورد
🦊: امروز اومد پیشم و گفت ”هیونگ 🥺 ببخشید 🥺“
🐿️: مگه قرار نبود اگه گمش کنیم، یک میلیارد وون جریمه بدیم؟
🦊: نه، بیست میلیون
🐻: ولی من یه پیام خیلی طولانی برای یونجون هیونگ توی کاکائوتاک فرستادم و گفتم واقعاً متأسفم 😞
🦊: ؛ 😆😆😆 ولی راستش منم انتظار زیادی نداشتم. می‌دونستم بالاخره یکی حتماً گمش می‌کنه
🐿️: معلومه
🐻: ولی فکر نمی‌کردم اون ”یکی“ خودم باشم
🦊: آره، منم فکر نمی‌کردم اون یه نفر تو باشی
دیدگاه ها (۳)

اگه یه وقت حالم خوب نباشه، اینجا حرفامو می‌گم.هرچی توی ذهنمه...

dark life = 40

🐣🐣🐣| #LIVE_YOUTUBEسوال: روش فلیکس برای Slow it Down کردن (آه...

پارت بعدی 🎀ات چند لحظه به فنجان روی میز خیره ماند.+ جون‌هیه....

پارت هدیه🎁part 45شوگا گفت بیا به هم برگردیملارا بدون معطلی گ...

part53. . ×بوم آدرستو بگو تاکسی بگیرم برات+نه نیاز نیست با ی...

پارت ۵: شروعِ یه زندگیِ جدید!هنوز تو شوکِ آزمون بودم که بالا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط