پارت ۲
پارت ۲
پدر جیمین از پدر شوگا خواست تا همدیگه رو ملاقات کنن اونا تصمیم گرفتن تو یکی از کافه های شیک و دنج کره همدیگه رو ببینن.
ویو در کافه:
آقای پارک: به به جناب مین چه خبر
آقای مین:مرسی بیا بریم سر اصل مطلب برای چی خواستی همو ببینیم شما فرد موفقی هستی
آقای پارک: درسته، شنیدم شرکتت داره ورشکست میشه درسته؟
آقای مین:بله متاسفانه خیلی درگیر این موضوع هستم...چطور؟
آقای پارک:خب می خوام یه لطف در حقت بکنم، من کمک ات میکنم و سهام شرکت تو رو میخرم و با شرکتت قرار داد میبندم تا باهم همکاری کنیم.
آقای مین:واقعا جدی میگین شما این کار و میکنید خیلی خیلی ازتون ممنون ام
آقای پارک:ولی یه شرط داره جناب مین
آقای مین:شرط؟ آمم خوب چه شرطی؟
آقای پارک:خب خب ببین پسر تو باید با پسر من ازدواج کنه این یه پیوند بین شرکت ها میشه و اسم و شهرت مون هم خط خطی نمیشه میگیم چون خانواده ایم همکاری میکنیم
آقای مین:قبوله فکر خیلی خوبیه منم موافقم فقط پسر شما امگا هست درسته؟
آقای پارک:بله متاسفانه شنیدم پسر شما یه آلفای قوی هستش برای همین همچین تصمیمی گرفتم
آقای مین:بله بله درسته پسر من یه آلفا هستش پس من که موافقم کی برای تعیین روز و آشنایی بیاییم خدمتتون؟
آقای پارک:فردا بیایین هر چه زودتر بهتر
آقای مین:بله البته فردا با پسرم خدمتتون میرسم
آقای پارک:خوبه پس فعلا فردا میبینمت
آقای مین:اوو بله حتما فعلا خدانگهدار
و باهم دست دادن و از کافه خارج شدن
ویو فردا
...... ادامه دارد
(میدونم مضخرف شده عجله ای نوشتمش ببشید اگه بد شده)👽💔🗿
پدر جیمین از پدر شوگا خواست تا همدیگه رو ملاقات کنن اونا تصمیم گرفتن تو یکی از کافه های شیک و دنج کره همدیگه رو ببینن.
ویو در کافه:
آقای پارک: به به جناب مین چه خبر
آقای مین:مرسی بیا بریم سر اصل مطلب برای چی خواستی همو ببینیم شما فرد موفقی هستی
آقای پارک: درسته، شنیدم شرکتت داره ورشکست میشه درسته؟
آقای مین:بله متاسفانه خیلی درگیر این موضوع هستم...چطور؟
آقای پارک:خب می خوام یه لطف در حقت بکنم، من کمک ات میکنم و سهام شرکت تو رو میخرم و با شرکتت قرار داد میبندم تا باهم همکاری کنیم.
آقای مین:واقعا جدی میگین شما این کار و میکنید خیلی خیلی ازتون ممنون ام
آقای پارک:ولی یه شرط داره جناب مین
آقای مین:شرط؟ آمم خوب چه شرطی؟
آقای پارک:خب خب ببین پسر تو باید با پسر من ازدواج کنه این یه پیوند بین شرکت ها میشه و اسم و شهرت مون هم خط خطی نمیشه میگیم چون خانواده ایم همکاری میکنیم
آقای مین:قبوله فکر خیلی خوبیه منم موافقم فقط پسر شما امگا هست درسته؟
آقای پارک:بله متاسفانه شنیدم پسر شما یه آلفای قوی هستش برای همین همچین تصمیمی گرفتم
آقای مین:بله بله درسته پسر من یه آلفا هستش پس من که موافقم کی برای تعیین روز و آشنایی بیاییم خدمتتون؟
آقای پارک:فردا بیایین هر چه زودتر بهتر
آقای مین:بله البته فردا با پسرم خدمتتون میرسم
آقای پارک:خوبه پس فعلا فردا میبینمت
آقای مین:اوو بله حتما فعلا خدانگهدار
و باهم دست دادن و از کافه خارج شدن
ویو فردا
...... ادامه دارد
(میدونم مضخرف شده عجله ای نوشتمش ببشید اگه بد شده)👽💔🗿
- ۱۵۳
- ۰۴ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط