{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مردها خيلي عجيبن،

مردها خيلي عجيبن،
خيلي در رابطه با عشقشون با همديگه حرفي نميزنن... انگار سختشونه با رفيق پسرشون در رابطه با كسي كه دوستش دارن حرف بزنن، كه مثلا نكنه يهو بغض كنن ، يهو فك كنن چرا دارن همه چي و ميگن، يهو مجبور شن بخاطر اينكه خيلي هم غمزده به نظر نيان يه خنده الكي و چهارتا فحش پايين تنه وسط دردودلاشون بدن، بعدم تا صبح به خودشون غر بزنن كه اصلا كاشكي نمي گفتم!

دخترا يه جور ديگه ن ،
اصلا قرار ميذارن تا در مورد ِ اوني كه دوست دارن با رفيقشون حرف بزنن،
خيلي چيزا تو احساسات براي پسرها سخته، اونا اشكهاشون رو مخفي مي كنن، يه جاهايي الكي لات ميشن، يه جاهايي غيرتي ميشن كه معلوم شه مردن، يه جاهايي به روي خودشون نميارن كه تنهان، اداي الكي خوشارو در ميارن...
پسر ها سختن...

اگر روزي رفيق پسرتان به شما زنگ زد تا درد و دل كند، آب دستتان بود زمين بگذاريد، شايد اولين و اخرين بار باشد، كه دل را به دريا زده.
كتاب هاي كمتري از مردهايي كه خيلي عاشق بودن نوشته شده!
چون نويسنده هاي مردي كه عشقشون رو چاپ كنن كمه...

👤 #صابر_ابر
دیدگاه ها (۱)

#حجاب_یعنی_مهربانی ۱ 🌸خب، می‌خوایم یه بحث خیلی مهم رو شروع ک...

🎵 معرفی‌نامه رمان: «عضو هشتم»خلاصه داستان:فکر کن یه دخترِ پر...

آقا درود چطورید خب...خواستم درباره کسایی که آف میزنن و بدون ...

سناریو بلولاک/قفل آبی موضوع: چجوری بهمون اعتراف میکنندرخواست...

ㅤㅤㅤㅤㅤㅤ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤ‌∶ гг # ...

سه پارتی از هیوجین: (وقتی که....) p1بچه ها ممکنه داستان یکم ...

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season²PART⁵²(نایون+...

پارت: 23 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*ساعت هشت صبح، راهروی دبیرس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط