پارت هشتم

پارت هشتم

پارت هشتم

ویو تهیونگ: جونگکوک وارد خونه شد الان وقتشه برم ببینم کدوم واحده

تهیونگ از ماشین پیاده شد و وارد ساختمان که جونگکوک توش زندگی می‌کرد رفت و جونگکوک تعقیب کرد

وقتی که دید جونگکوک وارد واحد ۳ شد مطمئن شد که خونه‌ی جونگکوک اینجاست

تهیونگ میخواست وارد خونه جونگکوک بشه که پشیمون شد


تهیونگ: بهتره اینکار شب انجام بدم اینطوری خطرش کمتره


تهیونگ به سمت ماشین رفت تا بره همچی حاضر کنه


بیست مین بعد

تهیونگ : اووف بلخره اومدم خونه بهتره زودتر همچی حاضر کنم تا بتونم اون پسره بکشم


تهیونگ همچی آماده کرده از اسلحه و قرص خواب آور سوزن و.............

تهیونگ: اووف خیلی خستم بهتره یه کم بخوابم و بعد برم سراغ طمعمم


تهیونگ میخواست بخوابه ولی یه مشکلی وجود داشت

وقتی که چشماش می‌بست تصویر چهره جونگکوک جلوش نمايان میشد و این آزارش میداد همش به جونگکوک فک میکرد به اون صورت سفید به دستای کوشولو و......

تهیونگ: اووف بسه دیگه چم شده اخه

تهیونگ بعد از کلنجار رفتن با خودش بلخره تونست بخوابه ........
دیدگاه ها (۳)

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p26کوک: ته‌ته به ...

گل خونی پارت 52داشت کمربند جونگکوک در میاورد بعد هم کمربند خ...

مافیای منقسمت سوم | «بیرون از شرکت، مدیر من نیستی»جونگکوک هم...

((جوانه عشق درقلبی سنگی))part:17(ویو تهیونگ)از خونه که اومدی...

🖤 فیک: اون فقط یه دانشجوی ساده‌ست...پارت دوم: کسی که جونگکوک...

خونه‌ی سه شیطونپارت ۱۲ — لو رفتی رها!جونگکوک از وقتی تهیونگ ...

#pain#P¹¹⁰#Season²لباساش شامل یک پیراهن سفید بود که دو تا دک...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 6۶جلوتر رفت و کشو رو...

«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»« پارت : ششم » بعد همه سوار ون ها شدن و راه ا...

part 67جونگکوک وقتی مطمئن شد خوابش برد آروم بلند شد و پتو رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط