طاق ابرویت مرا سمت مصلی می کشد

طاق ابرویت مرا سمت مصلی می کشد

طاق ابرویت مرا سمت مصلی می کشد
اشک، چشمان تو را مانند دریا می کشد

از خجالت آب گشتی تا که دیدی دختری
عکس مشکی را به روی خاک صحرا می کشد

ماه جایش آسمان است علتش این است اگر
آسمان دارد تو را بالا و بالا می کشد

یک عمود آهنین آمد ... سرت پاشیده شد
ناله ات امّ البنین را دارد این جا می کشد

راهزن هایی که دور پیکرت حلقه زدند
کارشان در علقمه دارد به دعوا می کشد

تا رسیدم پیش تو دیدم که یک دست کبود
یک به یک از پیکر تو تیرها را می کشد

سینه و پهلوی تو بوی مدینه می دهد
می کشی درد عجیبی را که زهرا می کشد

رفتی و چشمان هرزه روی زینب باز شد
نا نجیبی بی حیایی را به معنا می کشد
#ملت_حسین_به_رهبری_حسین
دیدگاه ها (۱)

طاق ابرویت مرا سمت مصلی می کشداشک، چشمان تو را مانند دریا می...

تا خیمه ها عباس دارد غم ندارم پشتم به تو گرم است ای کوه وقار...

این آبها که ریخت، فدای سرت که ریختاصلا فدای امّ بنین مادرت، ...

ین آبها که ریخت، فدای سرت که ریختاصلا فدای امّ بنین مادرت، ک...

این آبهاکه ریخت،فدای سرت که ریختاصلا فدای امّ بنین مادرت، که...

‌‌‌   چشم من بر طاق ابرویت حسادت می کندبر لب و بر جعد گیسویت...

Ⓜ️شدم مجنون و از من برده دل ؛لیلای چشمانتنگاهم کردی و آخر شد...

این آب‌ها که ریخت، فدای سرت که ریختاصلا فدای امّ بنین مادرت،...

شدم مجنون و از من برده دل ؛لیلای چشمانتنگاهم کردی و آخر شدم ...

می‌روی و می‌بری همراه خود جان مراصبـــر کن بابا ببیـن حــال ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط