این آبهاکه ریخت،فدای سرت که ریخت
این آبهاکه ریخت،فدای سرت که ریخت
اصلا فدای امّ بنین مادرت، که ریخت
گفته خدا دو بال برایت بیاورند
در آسمان علقمه، بال و پرت که ریخت
اثبات شد به من که تو سقای عالمی
برخاک،قطره قطره ی چشم ترت که ریخت
طفلان ازاینکه مشک بدست تو داده اند
شرمنده اند، بازوی آب آورت که ریخت
گفتم خدا به خیر کند قامت تو را
این قوم غیض کرده به روی سرت که ریخت وقت نزول این بدن نا مرتّبت
مانند آب ریخت دلم؛ پیکرت که ریخت
معلوم شد عمود شتابش زیاد بود
برروی شانه های بلندت سرت که ریخت
اما هنوز دست تو را بوسه می زنم
این آبها که ریخت فدای سرت که ریخت
اصلا فدای امّ بنین مادرت، که ریخت
گفته خدا دو بال برایت بیاورند
در آسمان علقمه، بال و پرت که ریخت
اثبات شد به من که تو سقای عالمی
برخاک،قطره قطره ی چشم ترت که ریخت
طفلان ازاینکه مشک بدست تو داده اند
شرمنده اند، بازوی آب آورت که ریخت
گفتم خدا به خیر کند قامت تو را
این قوم غیض کرده به روی سرت که ریخت وقت نزول این بدن نا مرتّبت
مانند آب ریخت دلم؛ پیکرت که ریخت
معلوم شد عمود شتابش زیاد بود
برروی شانه های بلندت سرت که ریخت
اما هنوز دست تو را بوسه می زنم
این آبها که ریخت فدای سرت که ریخت
۴.۷k
۱۸ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.