{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌‌‌  

‌‌‌  

چشم من بر طاق ابرویت حسادت می کند
بر لب و بر جعد گیسویت حسادت می کند

وقتی می خندی لبت چون غنچه ای وا می شود
بر گل لبهای خوش بویت حسادت می کند

چاله ای از خنده می افتد به روی گونه ات
بر دو چال همچو کندویت حسادت می کند

دل پریشان می شود از غمزه ی چشمان تو
بر نگاه غرق جادویت حسادت می کند

آه از وقتی که مو بر شانه افشان می کنی
وقت دلتنگی به هر مویت حسادت می کند

وصف خالت را شنیدم از تمام عاشقان
هر کسی بر خال هندویت حسادت می کند

تا تو هستی آسمان بی ماه باشد بهتر است
ماه حتی بر مه رویت حسادت می کند
دیدگاه ها (۲)

پریشان می‌کند احوالِ   ما را موجِ گیسویت       نمیدانی چِه ز...

مدامم مست می‌دارد نسیم جعد گیسویت<خرابم می‌کند هر دم فریب چش...

مُدامم مست می‌دارد نسیم جَعد گیسویتخرابم می‌کند هر دم فریب چ...

مدام مست میدارد نسیم جعد گیسویتخرابم میکند هر دم فریب چشم جا...

...مدامم مست می‌دارد نسیمِ جَعدِ گیسویتخرابم می‌کند هر دَم، ...

گیسویتخرابم می‌کند هر دم فریب چشم جادویتپس از چندین شکیبایی ...

گلخانه می‌گردد فضای خانه از بویتکم کرده روی دشتی از گُل را، ...

گلخانه می‌گردد فضای خانه از بویتکم کرده روی دشتی از گُل را، ...

#مدامم_مست_می‌دارد_نسیمِ_جَعدِ_گیسویتخرابم می‌کند هر دَم، فر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط