کی فکرشو میکرد به خاطر یه کامنت نصف شبی

کی فکرشو میکرد به خاطر یه کامنت نصف شبی..

کی فکرشو میکرد به خاطر یه کامنت نصف شبی..
همون پست کلی اتفاق و رقم زد
همش از یه چیز کوچیک شروع شد...
خوشحالم که اون شب از بی حوصلگی داشتم تو اکسپلور میگشتم
اگه اون شب تو کامنتا صحبت نمیکردیم..
اگه نمیرفتیم پیوی هم..
سرنوشتم و دوست دارم..ممنونم ازش
ممنونم از کسی که اون پست و گذاشت
ممنونم که اومدی تو زندگیم ننا:)
دوست دارممم نناااا:>
🎀 @lor.girl
دیدگاه ها (۶)

تو کامنتا بگیدخوشحال میشم نظر بدیداگه اون پست امد اکسپلورتتب...

خب کارلوی عزیزم امروز میشه سه ماه که دوستیم میدونی این سه ما...

گل باقالی های گل ( از اون 8 نفری که تا الان لایک کردن یه نفر...

"پست میذاشتم نمیومد"خب دوباره بگم*من ماهی ام درواقع ماه بانو...

عمارت بلک وود

پارت ۱۵: خاطره‌ها و خنده‌هاکلبه‌ی چوبی کنار دریاچه، جایی بود...

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت چهاردهمویو تهیونگیک سال از اون ...

عنوان: عنوان دوست پسرت( ساتورو گوجو)سلام سلام خوشگلا ایندفعه...

# 🥀 اپیلوگ: «تپشی که دوباره معنا گرفت»بهار بعدی.کلینیک دکترت...

پارت یک هانا و یونگی نقش اصلی داستان ویو هانا من یه دختر بدب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط